شعر طنز؛ اما نشد!

شعر طنز؛ اما نشد!
طنز،طنز روز

من به خیالم که توافق بشه

دنیا گلستون میشه، اما نشد!

سختی کار و بار دیگه تمومه

زندگی آسون میشه، اما نشد!

وقتی ببینه تو رو مادر زنت

راه به راه قربون میشه، اما نشد!

صاف و زلال و بی غبار و دوده

هوای تهرون میشه، اما نشد!

ماشین «بنز» و «پورشه» و «بی ام و»

دوباره ارزون میشه، اما نشد!

پرایدو می گذارن دیگه توی موزه

تاریخ ایران میشه، اما نشد!

تاکسیِ مجانی و مترو مفتی

این دیگه قانون میشه، اما نشد!

برای بی کاریِ این جوونا

کار که افزون میشه، اما نشد!

کیس مناسب واسه ی ازدواج

فت و فراوون میشه، اما نشد!

تلخی عشق لیلی، ورپریده

به کام مجنون میشه، اما نشد!

ابرای بارون زا میان دوباره

شُرشُر بارون میشه، اما نشد!

یارانه میدن روزی سیصد دفه

حال من آخ جون میشه، اما نشد!

«شِکنه» از بین میره و غذامون

بره ی بریون میشه، اما نشد!

پستی بلندی ها همه صاف میشه

کوچه خیابون میشه، اما نشد!

جای تنقلاتِ بی فایده

پسته ی خندون میشه، اما نشد!

منبع :خط خطی
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه